برنامه سال 1388 شرکت ALYWOOD به مدیریت استاد سهراب زاده
ارسال شده در تاریخ
1387/11/29 و ساعت 06:59

استاد سهراب زاده بنیانگذار و خالق آثار نمایش رزمی دهه هفتاد ایران و یکی از موفقترین استادهای رزمی جهان، با سابقه درخشان و موثر، دست به ابتکاری خلاقانه زده و با برگزاری سیمینارها، نمایشات و مشاوره های رزمی در اروپا توانسته مسیر زندگی بسیاری را متحول کند.
سهراب زاده نامی آشنا در هنر رزمی جهان است اروپاییها به وی لقب طراح و استاد پولساز داده اند، استاد الگوی بسیاری از رزمی کارانی است که دنبال شهرت و ثروت هستند. او ایده پرداز، خلاق ، بلندپرواز و مدیر جسور و برنامه ریز شرکت سینمایی (ALYWOOD) در فنلاند می باشد که حب وطن وی را به ایران عزیز می آورد.
وی در نظر دارد فعالیت خود را از بهار 1388 در وطن آغاز نماید و با برگزاری سیمینارها، نمایشات و پخش کتاب زندگینامه خود، به رخدادهای چهل ساله رزمی ایران بپردازد.
استاد سهراب زاده بر این باور است که با راهکارهای کشف شده ای ورزش رزمی ایران را متحول خواهد ساخت و بهترینهای رزمی را در سیمینارها کشف نموده و همراه با جذابیتهای تاریخی، توان بالای جوانان ایران را به تصویر خواهد کشید. این حرکت را می توان بزرگترین رویداد فرهنگی ورزشی ایران طی سالهای اخیر دانست که فرصتی است استثنایی برای رزمی کارانی که دنبال تغییر هستند و علاقمندند که در شهر و کشور خود نماینده شرکت سینمایی رزمی ALYWOOD باشند و خلاقیت و شایستگی و توان خود را به بوته آزمایش بگذارند.
شما نیز می توانید شانس خود را در سینمای رزمی امتحان نموده و از این فرصت استثنایی که برای همه سبکهای رزمی موجود در ایران جهت رقابت با سینمای رزمی و با استفاده از امکانات اروپا می باشد بهره مند گردید. بانوان و آقایان رزمی کار در سراسر جهان می توانند جهت نمایندگی عالی وود ALYWOOD رزومه و عکسی از فعالیتهای رزمی خود را تا پایان سال 1387 ار طریق آدرس ایمیل زیر ارسال نمایند.
رزمی کاران داخل کشور alywoodfilm@yahoo.com
رزمی کاران خارج از کشور FILM@ALYWOOD.COM
وبلاک های شرکت
http://www.alywood.blogfa.com
http://www.alywood.parsiblog.com
برای دانلود ریز برنامه ها و تقویم فعالیتهای سال 1388 استاد سهراب زاده و شرکت ALYWOOD روی لینک زیر کلیک کنید.
[ نویسنده : shifu ][
موضوع : Unspecified ]
[
نظرات [
1 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
بيوگرافی استاد بابک صاحب اختياری
ارسال شده در تاریخ
1385/10/17 و ساعت 02:48

انسان در اطراف خود شاهد پدیده های مختلفی است ، حرفهای زیادی را میشنود ، مسائل زیادی را میبیند ، نیازهای گوناگونی را در خود احساس میکند وبراساس آنها تصمیم میگیرد. روح زیبا دوست انسان همیشه دنبال زیباییهاست وفکر بلند پرواز وگنجاو او به سوی پیشرفت وتکامل وناشناخته ها گام برمیدارد وانسان ذاتا موجودی طالب قدرت است وخود را بسوی قدرت سوق میدهد.دنبال عامل بوجود آورنده این قدرتها بودم ، عالمی ازناشناخته ها ، ذهن کنجکاوم را کنجکاوتر وفکر بلند پروازم را به سوی پیشرفت رهنمون مینود.دربرخورد با پدیده جسم و روان ، تفریح و شادی ، بازی و سرگرمی ، دنبال مفاهیم اساسی تری بودم که دارای ابعاد ناشناخته وتبلوری از قدرت وکمال باشد ، وزیباییهای زیادی هم داشته باشد . مشغول تمرینات ژیمناستیک بودم که جرقه ای جهید ، بافردی آشنا شدم ، او دارا ی استعدادهای ناشناخته فراوانی بود. درافکار بچه گانه ام عملیات هیپنوتیزم ، تله پاتی ، وقدرت فراوانی که وی را شاخص از دیگران مینمود مرا شیفته وفریفته خود وهنرش نمود!عامل بوجود آورنده خواسته هایم را درهنرهای رزمی یافتم! حوالی سال 1359 بودکه توسط مرحوم استاد قاچار به تمرینات کونگ فو توآ پرداختم ، افکارم را آرزوی دستیابی به نیروهای درونی پرکرده بود ، چندسالی که استاد در دسترس بودند تمرینات روحی وجسمی خودرا زیر نظر وی ادامه دادم ولی این سعادت همیشگی نبود ، بعد از وی به علت محدودیتی که در کونگ فو توآ احساس مینودم زیرنظر استاد طباطبایی مشغول به تمرینات کاراته شدم ، استاد کاراته من استاد خوبی بود. وی کاراته را در اردبیل بنیان گذاری کرده بود ولی انگار چیزی کم داشتم ، تمام خواسته هایم را پر نمیکرد مخصوصا در بعد مسائل روحی وروانی وشکوفایی نیروهای درونی دچار رکود شده بودم جذب ورزشهای دیگری از جمله تکواندو ؛ آیکیدو ؛ جیت کاندو ؛ بوكس و كندو شدم ، باز چیزی کم داشتم ؛ به ناچار دوباره تمرینات کونگ فو تو آ را از سرگرفتم . باعلاقه فراوان مشغول تمرین کونگ فو توآ شدم ، پيشرفت خوبي در كونك فو توآ داشتم و تجربه خوبی در ورزشهای رزمی كسب كرده بودم ؛ احساس میکردم حرفی برای گفتن دارم ولی کافی نبود ، سعی کردم هر طور شده به اعماق هنرهای رزمی نفوذ کنم . نزدیکترین شهری که ورزشهای رزمی نسبت به شهر خودم اردبیل از پیشرفت بهتری برخوردار بود شهر تبریز بود که آنروزها مرکز استانی بود که اردبیل نیز جزء شهرهای آن به شمار می آمد ، راهی تبریز شدم با اساتید مختلف آشنا شدم وبه شاگردی استاد محمد رضا پور اصل در آمدم ولی بعد از مدتی وی تغییر سبک داده وبه تکواندو پیوست ومرا به استاد باغی معرفی نمود ، با اساتید دیگری هم در سبکها ی مختلفی مشغول به تمرین بودم که یکی از اساتیدم استادکریم رضایی بود که سبک حیوانات را به نام سبک جوتورا آموزش میداد . هفته ای دو روز را در تبریز میگذراندم البته با توجه به علاقه جدی که به ترویج وارائه این هنر داشتم کلاس کونگ فو توآ را با یاری همراه دیرینم آقای رحیم آقا محمدی در اردبيل دایر نموده بودم .ما علاوه برمربیگری وکلاس داری ساعتهای زیادی از روز را در هوای آزاد مشغول تمرینات رزمی بودیم. هر روز دنیایی از حرکات جدید درمقابل ما خود نمایی میکرد، با استاد فرزانگان آشنا شدیم مدتی تن به شاگردی این استاد سختگیر وفوق العاده ماهر دادیم به علت وفور گوناگون هنرهای رزمی که فراگرفته بودیم مشغول ابداع سبکی به نام ( ره نبرد) شدیم ، سبک ره نبرد تلفیقی از فراگرفته هایمان در سبکهای مختلف بود ، نقاط قدرتمند تکنیکهای کارا و حرکات برتر سبکها را با هم تلفیق میدادیم ، با افرادی که از لحاظ علمی در سطح بالاتر از ما بودند به مشورت میپرداختیم و در نهایت این فنون ها بعنوان فنی از سبک ره نبرد ثبت میشد در اين راه دوست عزير و رزمكار زبده شهرم استاد ستار دمغاني مرا همراهي مي كرد ولی بعلت مشكلات فراوانی که پیش رو داشتیم مخصوصا عدم وجود فرهنگ ورزشهای رزمی در شهرمان وبرخوردهایی که در جهت ممانعت از تمرین وگسترش ورزشهای رزمی مخصوصا ورزشهایی که ریشه در حرکات چینی داشته باشند باعث شد این سبک بلافاصله بعد از تولد دفن گردد. جالب است بدانيد كه بارها و بارها باشگاه كونك فو ما هم تعطيل شد ولي با سماجت و جديت مقابل هر مشكلي مي ايستاديم. انسان موجودیست که دوست دارد همیشه به سوی تکامل گام بردارد ، به هر دری زدم تا توسط کتاب ابر نیروی چی و آشنایی با استاد صمد ولیزاده ، عشق وصف ناپذیری نسبت به ورزش کونگ فوی چینی مخصوصا سبک تای چی چوان تمام وجودم را پرکرد. چندین سال بود که دنبال مطالب نایافتنی میگشتم وحالا احساس میکردم که بدستش آوردم.زیبایی تکنیکها ، روح تلاشگری رابه این هنر زیبا میبخشیدوزیبایی خاصی را پدید می آورد، از احساس زیبایی که تماشای این حرکات درمن بوجود آورد جذب آن شدم ، فرمهای زیبایی از شکل حرکات انسانی که فراگرفته از نقاط قوت حیوانات و تفکر عالی آدمی بود را به نمایش میگذاشت ، مبارزه زیبا وقوی وحرکات سلاح سرد و... آدمی را شیفته ومبهوت میکرد.برای گذراندن کلاس کونگ فو توآ هفته ای دو الی سه بار وهر بار چهار ساعت راه رفت وچهار ساعت راه برگشت وهزینه های مختلفی را که برایم خیلی سنگین بود را تحمل میکردم . دیگر آقای محمودی آذر کارمند مسافرخانه ای واقع درمیدان ساعت تبریز در روزهای مقرر برایم اتاق خالی نگه میداشت مثل اینکه به باشگاهی درشهر خودم میروم ، سعی میکردم از هیچ کلاس وتمرینی غیبت نداشته باشم واگر روزی نمیتوانستم سرتمرینات حاظرشوم باید تنبیه جلسه بعد را به جان میخریدم حتی پول اتاق مسافرخانه و شهريه باشكاه را نیز میپرداختم ! البته بعضی اوقات اساتید بخاطر دوری راهم برایم ارفاق قائل میشدند ولی حالا اندیشه ای نو و نیرویی فوق العاده و وصف ناپذير اشتیاق مرا به حضور در کلاس بیشتر کرده بود سالها بود رزمی کارمیکردم وخود را درحد یک مربی که صدها شاگرد ونمایندگان زیادی در شهرهای دیگر داشت میدیدم ولی با مشاهده تمرینات ووشو و تکنیکهای زیبای آن باهمه تعصبی که نسبت به کونگ فو توآ داشتم جذب کونگ فوی چینی شدم .اصالت در ورزشهاي رزمي اصيل هر بيننده اي را جذب خود مي كند ولي متاسفانه مثل خيلي چيزهاي ديگر رفته رفته به باد فراموشي سپرده مي شود . كتاب پشت پرده هنرهاي رزمي حاصل عذاب وجدانهايي است كه از دست رفتن اصالتها در من ايجاد كرده و مرا مجبور به تاليف كتاب فوق نمود. هنرهایی که برپایه انسانیت تکیه میکنند برای خود عرفانی دارند معنویتی وصف ناپذیر که شاگردي براي ياد گرفتن تكنيكي از استاد شب زير بارش برف تا صبح منتظر مي ماند تا مورد پذیرش استاد قرار گیرد ، هنر جویی که عاشقانه مقابل استادش احترام گذاشته و او را از ته دل دوست دارد و استادی که آموخته هایش را صادقانه در اختیار شاگرد قرار میدهد. برای من موهبتی الهی به شمار می آمد وغیر قابل باور بود که در همان لحظات اول وبدون هیچ مشکلی به کلاس ووشو زیرنظر استادی بزرگ چون استاد صمد ولیزاده راه پیدا کردم . پارک معروف ائل گولی تبریز که مدت مدیدی بود میزبان من ومحل تمرین حرکات فرا گرفته ام بود اینبار حرکات جدیدی را از میهمانش مشاهده میکرد . با همرزمانی که مرا یاری میکردند مثل آقای محمد توکلی که از رزمی کاران زبده بحساب می آمد ودوست بسیار خوبم آقای مهدی چالیک (میثاقی) که وی نیز مثل من از راه دوری چون سلماس برای تمرینات می آمد . مشتاقانه به تمرین حرکات ووشو میپرداختیم . سال 65 بود که من در کلاس خود تغییر سبکم را از کونگ فو توآ به کونگ فوی چینی اعلام نمودم . با اين كه پيشرفت فوق العاده من در كونك فو توآ و كسب شالبند سبزم در آن زمان «كه بالاترين درجه توآ به حساب مي آمد » تغيير سبكم را غير معقول و غير منطقي به نظر مي آورد و باعث تعجب عده كثيري شدهبود ولي من اين كار را با تمام سختيش انجام دادم . راهها برای گسترش ورزشهایی همچو کونگ فو و ووشو بسته بود . هر روز با بهانه خاصی برای جلوگیری از ادامه تمرین به باشگاه می آمدند. آقای اکبر زینی زاده حداقل ماهی یکبار به ما اخطار میداد که باشگاه را ببندیم مسئول محترم تربیت بدنی وقت مرحوم آقای سید حاتمی بعلت ناشناخته بودن ووشو در اردبیل به ما اجازه فعالیت رسمی نمیداد وقتی مکاتبات گذشته خود وجوابهایی راکه دریافت میکردم وسختگیری هایی را که در راه گسترش ورزش رزمی در استان متحمل میشدم بیاد می آورم با وجود اینکه تمرینات واقعا سختی را در ورزشهای رزمی پشت سر گذاشته ام ولی سختیهایی که درتمرینات متحمل شده ام هیچگاه به اندازه سختیهایی که برای رفع مشکلات ورزشهای رزمی در استان متحمل شده ام نیست . پس از رسمیت یافتن ووشو وتشکیل انجمن ووشو در ایران با توجه به استاندارد بودن سبکهای تای چی چوان - چانگ چوان - ونانچوان ازبین دیگر سبکهای ووشو بنده نیز سبکهای فوق را برگزیدم وبا شرکت دربرنامه های کشوری انجمن ووشو که بعدها باطی طریق طولانی به فدراسیون مستقل تبدیل شد، موفق به گذراندن دوره های علمی وعملی وشرکت در آزمونهای مربیگری و داوری گردیده و کانون مركزي ووشو استان اردبیل را بطور رسمی تاسیس نمودم که با تاسیس کانون فوق فعالیت ووشو در شهرهای مختلف استان اردبیل وهمچنین استانهای دیگر زیر نظر این کانون بطور رسمی گسترش یافت ، در مصاحبه ای که در هفته نامه آینده ویژه نامه هنر رزمی ووشو انجام دادم درآن تارخ 18 باشگاه زیر نظر این کانون بطور رسمی فعالیت خود را شروع کرده بودند واکنون به شکر خدا باشگاه های بسیاری درسبکهای مختلف ووشو در سطح استان مشغول فعالیت است وروز به روز بر تعداد مربیان ، باشگاهها وهنرجویان افزوده میشود ولی ووشو استان اردبیل هنوز هم راههای نرفته زیادی پیش رو دارد .
[ نویسنده : shifu ][
موضوع : Unspecified ]
[
نظرات [
6 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]
ارسال شده در تاریخ
1385/9/27 و ساعت 03:16
يه روز يك راهب بودايي هوس وادي چين مي كند تا افراد بيشتري را به آيين خود فرا خواند. اين راهب داستان ما كه اسمش «بوديدارما» است بعد از طي طريقي سخت از هندوستان تا چين ، در معبدي به نام معبد شائولين مشغول تعاليم سخت و طاقت فرسا به شاگردان و هوادارانش مي شود . ولي شاگردان در اثر رياضتهاي سخت وي روز به روز ضعيف و ضعيفتر مي شدند و در اثر شدت تمرينات بيمار شده و جان خود را از دست مي دادند و اين امر قهرمان داستان ما را ناراحت مي نمود و او را در دست يافتن به اهدافش دچار مشکل مي ساخت .
بوديدارما به تفکر نشت ، از كوه به دشت ، از دشت به دره ..... يك روز در عالم مديتيشن كه مثل ( اكي يوسان ) سرش را مي خاراند راه حل به او القاء شد . بشكني زد و از جا بجست . ريش سفيدان معبد را فرا خواند و پس از ضيافتي شاهانه با نان و نمك با وقار و ابهت بر بالش رياست تكيه اي زد و با لبخندي كه نشانه پيروزي از آن نمايان بود و تا حال از او ديده نشده بود به اطراف نگريست . دخترك بي چاره كه براي اولين بار لبخند بابا را مي ديد بهت زده به سوي مادر شتافت كه مامان ، مامان بابا خنديد ! مادر بيچاره سراسيمه به دير شتافت كه نكند بابا ديوانه شده است ولي وقتي تعجبش بيشتر شد كه ديد پيرمرد در وسط دايره اي كه مريدان تشکيل داده اند مشغول رقص است ! لب گزيد و چنگهايش صورت نوازش داد ، خون سفيد رنگ از خراشهاي چنگال فوران نمود . آخه خون مراد و مريد بايد تفاوت داشته باشد . چون آقاي دارما متوجه اين حالت گرديد با صدايي رسا اعلام نمود كه اين روش ابداعي كه موهبتي خدادادي است باعث افزايش قدرت خواهد شد و ديگر نيازي نيست كه آنها از هواداراني نحيف و ضعيف برخوردار باشند . با تمرين اين هشت حركت ، خانم بوديدارما مي تواند به زن راهب همسايه پز بدهد و فخر بفروشد و راهبان مثل راهبان دیر آمون خدای مصریان در سریال یوسف پیامبر پربال شوند.
اين هشت حركت ابداعي بوديدارما اساس و پايه تمامي ورزشهاي رزمي شد. البته به جز سبگهاي ابداع شده امروزي كه هر روز دهها بوديدارما چشم گشوده و هر روز صدها سبك ابداع مي شود. (شوخي كرديم به سبكها توهين نشود.)
[ نویسنده : shifu ][
موضوع : ورزشهاي رزمي ]
[
نظرات [
0 ] ]
[ ارسال نظر ]
[ لینک ثابت مطلب
]